یک مشت نامه

خرید بک لینک

داستان ما همین است

میخواهم حرفی بزنم

اما خودم را نگاه میدارم

تو هم، میخواهی حرفی بزنی

اما خودت را نگاه میداری

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۹ساعت 12:10  توسط زهرا امامیان 

یک مشت نامه...

ما را در سایت یک مشت نامه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 105 تاريخ: شنبه 1 آذر 1399 ساعت: 9:16

به تو فکر می کنمآیا این تماس ذهنی شدید از نزدیکی بیش از اندازه ی روح های ما نیست؟خسته ام ری را و باز به تو فکر می کنمچند سال باید این راه ها را رفت و برگشت، چه قدر باید بین قطار های مزخرف دوزاری، یک مشت نامه...

ما را در سایت یک مشت نامه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 95 تاريخ: شنبه 1 آذر 1399 ساعت: 9:16

نجمه را همه میشناختند. از آن بچههای کاری خوابگاه بود. بلد بود چایی مراسمها را ردیف کند. میتوانست آش رشته بار کند، میدانست چه قدر باید آرد را هَم بزند، میزان حلوا را هم خودش یادمان داده بود. توی جشن یک مشت نامه...

ما را در سایت یک مشت نامه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 98 تاريخ: شنبه 1 آذر 1399 ساعت: 9:16

صفحه بندی